اين روزا ...

اين روزا عادت همه رفتن و دل شكستنه

درد تموم عاشقا ، پاي كسي نشستنه

اين روزا مشق بچه ها يه صفحه آشفتگيه

گرداي رو آئينه ها فقط غم زندگيه

اين روزا درد عاشقا فقط غم نديدنه

مشكل بي ستاره ها ، يه كم ستاره چيدنه

اين روزا كار گلدونا ، از شبنمي تر شدنه

آرزوي شقايقا يه شب كبوتر شدنه

اين روزا آسمونمون پر از شكسته باليه

جاي نگاه عاشقت ، باز توي خونه خاليه

*****

اين روزا كار آدما ، دلاي پاك و بُردنه

بعدش اونو گرفتن و به ديگري سپُردنه

اين روزا كار آدما تو انتظار گذاشتنه

ساده ترين بهانه شون از هم خبر نداشتنه

اين روزا سهم عاشقا ، غصه و بي وفائيه

جُرم تمومشون فقط ، لذت آشنائيه

اين روزا توي هر قفس ، يكي دوتا قناريه

شبا غم قناري ها تو خواب خونه جاريه

اين روزا چشماي همه غرق نياز و شبنمه

رو گونه ي هر عاشقي ، چند قطره بارون غمه

*****

اين روزا ورد بچه ها بازي چرخ و فلكه

قلباي مثل دريامون ، پُر از خَراش و تركه

اين روزا عادت گُلا ، مرگ و بهونه كردنه

كار چشاي آدما ، دل رو ديوونه كردنه

اين روزا كار رؤيامون ، از پونه خونه ساختنه

نشونه ي پروانگي ، زندگيا رو باختنه

اين روزا تنها چاره مون ، شايد پرنده مُردنه

رو بام پاك آسمون ، ستاره رو شمُردنه

اين روزا آدما ديگه ، تو قلب هم جا ندارن

مردم ديگه تو دلاشون ، يه قطره دريا ندارن

*****

اين روزا فرش كوچه ها ، تو حسرت يه عابره

هرجا يكي منتظره ورودِ يه مسافره

اين روزا هيچ مسافري برنمي گرده به خونه

چشماي خسته تا اَبد ، به در بسته مي مونه

اين روزا قصه ها همش ، قصه ي دل سوزوندنه

خلاصه ي حرف همه پَر زدن و نموندنه

اين روزا درد آدما ، فقط غم بي كَسيه

زندگيشون حاصلي از حسرت و دلواپسيه

اين روزا خوشبختي ما ، پشت مِه نبودنه

كار تموم شاعرا ، فقط غزل سُرودنه

*****

اين روزا درد آدما ، داشتن چتر تو بارونه

چشماي خيس و اَبريشون ، همپاي رود كارونه

اين روزا دوستا هم ديگه ، با هم صداقت ندارن

يه وقتا توي زندگي همديگه رو جا ميذارن

جنس دلاي آدما ، اين روزا سخت و سنگيه

فقط توي نقاشي ها ، دنيا قشنگ و رنگيه

اين روزا جُرم عاشقي ، شهر دل و فروختنه

چاره فقط نشستن و به پاي چشمي سوختنه

اسم گُلا رو اين روزا ، ديگه كسي نمي دونه

اما تو تا دلت بخواد ، اينجا غريب فراوونه

*****

اين روزا فُرصت دلا ، براي عاشقي كَمه

زخماي بي ستاره ها ، تشنه ي ياسِ مرهمه

اين روزا اَشكمون فقط ، چاره ي بيقراريه

تنها پناه آدما ، عكساي يادگاريه

اين روزا فصل غربتِ عشق و بيداي مجنونه

بُغضاي كال باغچه ها ، منتظره يه بارونه

اين روزا دوستاي خوبم ، همديگه رو گُم مي كنن

دلاي پاك و ساده رو ، فداي مردم مي كنن

اين روزا آدما كَمَن ، پشت نقاب پنچره

كمتر مي بيني كسي رو ، كه تا اَبد منتظره

*****

مردم ما به همديگه ، فقط زود عادت مي كنن

حقا كه بي وفائي رو ، خوبم رعايت مي كنن

درسته كه اينجا همه . پائيزا رو دوست ندارن

پائيز كه از راه ميرسه ، پا روي برگاش ميذارن

اما شايد تو زندگي يه بُغض خيس و كال دارن

چندتا غم و يه غصه و آرزوي محال دارن

اين روزا بايد همه مون ، براي هم سايه باشيم

شبا يه كم دلواپسه كودك همسايه باشيم

اون وقت دوباره آدما دستاشون و پُل مي كنن

درداي اَرغواني رو با هم تحمل مي كنن

*****

اگه به هم كمك كنيم ، زندگي ديدني ميشه

بر سر پيمان مي مونن دوستاي خوب تا هميشه

اما نه فكر كه مي كنم ، اينكار يه كاره ساده نيست

انگار براي پُل شدن ، هنوز هوا آماده نيست

شاعر عزيز و مهربان اين شعر : مريم حيدرزاده